







نمایشگاه بر گزار شد با زحمت فراوان با وجود نا مهربانی هایی بسیار.از این نوع نمایشگاه در ایران عزیز ما برگزارنشده و اگر برگزارشده باشد بسیار اندک اول بایداز مهندس خزائلی بسسسسسسسسسسسسسسسیار تشکر کنم که اعتبار خودش را با شجاعت تمام بدون توجه به حرفهای دیگران سر اینکار گذاشت واز شاگردانش حمایت کرد و شاگردنش که با تلاش زیاد دو روز تمام کاری را که شاید حداقل یک هفته زمان بخواهد به اتمام رساندن وطبق نظر بازدید کنندگان این نمایشگاه جالب و ارزشمند بوده است در نمایشگاه که در سه طبقه از دانشکده معماری برگزارمیشود ده اثر که شش کار از آنها در ابعاد 1به 1 وچهار کار در ابعاد 1به 20 ساخته شده که برای خود من تجربه فوق العاده ایی بود از این نظر که در داخل فضای اثر قرارمی گیریم وفضا را کاملا لمس می کنیم ودر مرحله ساخت مجبورشدیم که دیتیلهایی برای خودمان طراحی کنیم و بسازیم ولو هر چقدر ساده و در آخر متاسفم برای افکار فاسدی که بجای حمایت بفکر این بودند که نکند در داخل این فضا ها اتفاقی بین خانمها وآقایان بیفتد . واین عکسها از مراحل ساخت است و عکسهای بهتر یی را خواهم گذاشت.










رضا لواساني غزلي از ديوان كبير را دستمايه كارش قرار داده . شايد بهتر باشد به جاي هر توضيحي، غزل را بخوانيم؛ «چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون/دلم را دوزخی سازد دو چشمام را کند جیحون/چه دانستم که سیلابیمرا ناگاه برباید/چو کشتیام دراندازد میان قلزم پرخون/زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد/که هر تخته فرو ریزد ز گردشهای گوناگون/نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را/چنان دریای بیپایان شود بیآب چون هامون/شکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را/کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون/چو این تبدیلها آمد نه هامون ماند و نه دریا/چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بیچون/چه دانمهای بسیار است لیکن من نمیدانم/که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون». اين اثر برنده جايزه اول بخش تصويرگري غزليات شمس شد.

