۱۶ اسفند ۱۳۸۶




عکس :از دوست عزیزم محمد شکوهی
در جلسه اول چون بعضی از دوستان حضور نداشتند مطالبی از آن جلسه بیان شدوپیشنهاد شد فیلمهای آبی سفید قرمز از کیس لوفسکی رو بچه ها ببینن چون نگاه خلاقانه وظریفی در این فیلمها وجود دارد نگاهی که مابرای رسیدن به طرحمان نیاز داریم وپیشنهاد دیدن آثار جان هجداک که معمارانی چون شیردل و چیگور بن تاثیر از آثار آن گرفته اند وفیلمی از کار بن وفیلمی از آثار لویی کان که توسط پسرش تهیه شده بود دیدیم که دوستان می توانند از طریق آقای ملاکریمی فیلم رابدست بیاورند
و برای رسیدن به فضای جادویی مهمترین چیزی که می تواند به ما کمک کند نور است وازدوستان در خواست می شود اگر چیز دیگری به نظرشان می رسد ما را کمک کنند وگفته شدکه یک اثر هنری باید بیان کننده دنیای ایده ال ما باشد تا حسی که از آن داریم هنر ناب باید جهان آرمانی را تولید کند
اثری که ما می خواهیم بوجود بیاوریم باید
سبک
ارزان
قابل بازیافت
وقابل حرکت باشد

معروفترین مجسمه سازی است که آثارش متحرک استalexander coldr
در مورد مدرنیست که مهمترین ابزار آن نقد است ومهمترین کاری را که انجام داده هر قدرتی را شکسته وهمه را دریک سطح قرار داده صحبت شدودوستان دست به قلم شدن وفکر خود را روی کاغذ پیاده کردن
در جلسه سوم روش های استفاده از نور
نور مستقیم
انعکاس نور
شکست نور
تجزیه نور
وسطوح استفاده شده در مقابل نور
مات
شفاف
نیمه شفاف

واستفاده از سایه و فیلتر برای رسیدن به رنگ گفته شده واکثر دوستان کار هایشان را انتخاب واز آنها اسکیس زدنند که در جلسه بعد بتوانند از آن ماکت بسازند

۱۱ اسفند ۱۳۸۶

























● آشنایی با سیستم <ابرخشت> پایه و اساس ساختاری سیستم <ابرخشت> بر كیسه‌های شنی با درازای قابل تنظیم قرار گرفته‌است. این امر از یك طرف باتوجه به دسترسی به این نوع مصالح بدون مشكل عمده، موجبات تسهیلات در همه‌گیر شدن سیستم را فراهم كرده است و از طرف دیگر باتوجه به انعطاف‌پذیری فرمی، به طرح معماری، قابلیت مانور را در زمینه شكل‌دهی انحناهای زیبا،‌ موتیوهای طبیعی و ساختار یك پارچه را می‌دهد، این همه به معنای توانایی استفاده از قالب و قاب برای شكل دادن، پیچ و تاب دادن فرم‌ها و بهره‌گیری از روند طراحی آلی یا ارگانیك در عین لحاظ شدن ویژگی‌های لازم به جهت سازه‌ای است. در یك كلام با روشی بسیار ساده ساختن یك خانه از دیوارها و سقف و پی و در كل آنچه <سفت كاری> می‌نامیم به طور كامل با این روش، قابل اجرا است. نحوه اجرا بسیار ساده است، ابتداپلان یا نقشه خانه مورد نظر و در ابعاد مطلوب تهیه می‌شود. برای این منظور، نادر خلیلی خود تعدادی نقشه با تعداد اتاق‌ها و قابلیت‌های متنوع را پیشنهاد می‌كند، ولی در نهایت طراح یا سازنده بنا در این زمینه قدرت انتخاب نیز دارد. بعد از انتخاب پلان، نوبت به پیاده كردن آن بر روی زمین مورد نظر برای ساخت می‌رسد، بعد از این مرحله، ردیف اول از ابرخشت روی پلان جاگذاری می‌شود. كیسه‌هایی كه معمولا به صورت استاندارد برای این هدف منظور شده‌اند در حین جاگذاری، با خاك مرطوب پر و كوبیده می‌شوند و با روش بنایی < زنجیره پیوسته>(running bond) روی هم قرار می‌گیرند. در این بین، بین هر دو لایه از ابرخشت بعد از كوبش لایه پایینی، برای مهار كردن نیروهای كششی، دو ردیف سیم خاردار قرارداده می‌شود، هدف از این كار ایجاد نوعی سازه خود پشتیبان مقاوم در برابر نیروهای كششی است. در حین اجرا هر جا لازم باشد در یا پنجره‌ای قرار گیرد،‌قابلیت استفاده از قالب در سیستم ابرخشت به كمك ما می‌آید و به‌راحتی با قراردادن قالب‌های مذكور ( كه بعدا برای نصب درگاه‌ها و پنجره‌ها برداشته خواهند شد) فضای خالی مورد نظر شكل می‌گیرد.

۳ اسفند ۱۳۸۶

کلاس طرح4 با حضورمهندس خزائلی شروع شد
اکثر بچه ها همان بچه های ساخت و ارائه بودن ودیدگاه های مهندس خزائلی مثل همیشه جالب وجذاب دراین روز در مورد تبدیل یک جهان بینی به یک اثر معماری وتکنیک طراحی وتکنولوژی ساخت درجهت تفکر معماری بحث شدوچرادر جهان معاصر اثری ماندگار نداریم؟
نتایجی که به آن رسیدیم به این شرح بود
ایده بایدبه ساده ترین وخالص ترین شکل ممکن ارائه شود
بایدروزمره نباشد بایدجادویی باشد
ومثالی که در این مورد زده شد قصری در کیوتو ژاپن بود که بعد از گذشتن از سه دیوار که دیوار اول در کنار خیابان ودرپشت آن قصرودیوارهای دیگر که همه آنها قابل انتظار و روزمره هستندبود و بعد از گذشتن از دیوار سوم درون باغی می شوید که بنظر انتهای نداردو اینجاست که شما بهت زده وجادومی شویدودیگر آن روزمرگی رانمی بینید
وهمچنین فیلمی از جیمز تورل وعکسهای از معماری ژاپن وهیزا درابیانه که مهندس خزائلی آنها را گرفته بود دیدیم


باد و خاک و آب و آتش بنده اندبا من و تو مرده با حق زنده اند جلال الدين محمد مولوی رومى (Rumi)

يکى از قديمى ترين و غنی تزين فرهنگهاى دنيا، جهان بينی يک شاعر ايرانی قرن سيزدهم ميلادی، آزادى و فرصتهای مناسب درمدرن ترين کشور جهان به يکى از برجسته ترين آرشيتکت هاى ايرانى الاصل تبعه آمريکا الهام می بخشند تا جهت حل يکى از قديمى ترين مشکلات دنيا راه حل هاى نوينی بيابد. مهندس نادر خليلى از موسسه پژوهشی خود در هسپريا (Hesperia)، ايالت کاليفرنيا مى گويد: "بيش از 800 ميليون نفر در جهان يا در زاغه نشين هايى که از آهن پاره، چوب، و گل ساخته شده زندگى مى کنند و يا اصلأ پناهگاهى ندارند. اين روياى من بوده است که براى مشکل مسکن اين افراد فکرى کنم."

از اين شهر کوچک در کناره صحراى مهاوى (Mojave)، خليلى با قريب به سه دهه پژوهش کوشيده تا ثابت کند که راه حلى که او درپى آن است بر پايه توسعه مجتمع هاى تکنولوژى پيشرفته و يا روش هاى ساختمانى پرهزينه نيست، بلکه به اعتقاد او استفاده از ساده ترين مواد - - خاک، کيسه شن ، سيم خاردار، ويا خاک وآتش است.



او در مورد روش هاى ساختمانى سوپر خشت مى گويد:" حلقه هاى پلاستيکی متحدالمرکزى را در نظر گيريد که همچون اسباب بازى بچه ها، روى هم قرار مى گيرد."

خليلى معتقد است که روش هاى مورد استفاده وى فقط ضد حريق نيست و با وجود ضد سيل، طوفان و زلزله بودن مصالح ساختمانی آن 40 تا 60 درصد کمتر از ساختمان هاى ديگر هزينه دربردارد. او اضافه مى کند که مقدار انرژى که از بابت استفاده از مواد طبيعى که هم در مقابل سرما وهم گرما عايق است، صرفه جويى مى شود، کل هزينه مواد استفاده شده در مصالح اصلی را در عرض چند سال پرداخت مى کند. او در موقع صحبت از سازه های خود از واژه " معماری پايدار" مکررأ استفاده مى کند بدين معنا که اين سازه ها بر مواد و روش هاى ساختمانى تکيه دارند که اثر بسيار ناچيزی را بر محيط زيست رنجور مى گذارد.

کار مهندس خليلى، چنانکه گويى ساده ترين ايده ها ممکن است مبتکرانه ترين ايده ها نيز باشد، نه تنها اميدى براى ساکنين اين جهان است بلکه علاقه جامعه علمى را هم بعنوان ابزاری اميد بخش جهت سکنى دادن افراد در پايگاههايى آتى در ماه و يا مريخ ، بخود جلب کرده است.

مسيرى که مهندس خليلی را به کشف اين حقايق بنيادى سوق داد ساده نبود. در طى دهه 1970، خليلى يکى از سرشناس ترين آرشيتکت هاى ايران بود. وى متخصص ساختمانهای آسمان خراش بود و زندگى خود را بين دو دفتر کارش در لوس آنجلس و تهران تقسيم کرده بود. چهره او براى ميليونها ايرانى از طريق حضور مکرر وى در برنامه هاى رسانه های عمومی، چهره اى آشنا شده بود. با اين حال، در ميان اين شهرت و موفقيت، او پى برد که از مهندسی معمارى دلسرد شده است."

او مى گويد:" من در رقابت جهت کسب پروژه ها و قراردادها بودم. اما حس کردم که دائما در يک کشاکش هستم، هرگز واقعآ برای مردم کاری نمی کردم."

يک مسابقه دويدن بچه ها ، نقطه عطفى در زندگى او بود.

در طى يک پيک نيک در يکى از پارکهاى تهران، تعداد زيادى از بچه ها، منجمله پسر خود او، شروع به يک مسابقه دو کردند. او مى گويد:" والدين ،بچه ها را تشويق مى کردند که سريعتر بدوند تا مسابقه را برنده شوند. پسرخود او، که فقط چهار سال ونيم سن داشت و جوانترين دونده بود، مرتب آخر مى شد. او از روى خجالت و رنجش به پدرش گفت:" من مى خواهم با خودم مسابقه بدهم."نخست ،خليلى سعى کرد پسرش را به ادامه مسابقه متقاعد کند ولى بعد از آن دست کشيد.

خليلى مى گويد: " از اين رو وقتى همه رفتند، من خطى روى زمين کشيدم و او دور پارک تنها شروع به مسابقه دادن کرد." او دريافت که پسرش نه فقط از اين بابت شادتر بود، "بلکه هربار که به نقطه آغازين مسابقه مى رسيد، چيز جالبى را در پارک کشف کرده بود. او حتى از قبل هم آهسته تر مى دويد، ولى نه تنها از مسابقه خود لذت ميبرد بلکه هميشه اول ميشد."

او پى برد که تجربه پسرش از زندگى اوسخن مى گويد. همانگونه که در کتاب خود " تنها دويدن"، مى گويد، با خود عهد کرد که: " من برای رسيدن به ظرفيت های درونی خود مسابقه مى دهم تا سعى درجلو زدن از کسان ديگر." ديرى نگذشت که کار آرشيتکتی خود را کنار گذاشت و موتور سيکلتى خريد و براى پنج سال در جستجوى الهامى نوين سر به صحراهاى ايران گذاشت. در حينى که به کشور خود با ديدى نوين مى نگريست، او سادگى و ارزش والا يی در معمارى سنتى، بويژه درهزاران هزار دهکده هايى که از خانه هاى خشت وگلى بود، را مشاهده نمود. خليلى مى گويد:" آنها در حين سادگی در استفاده شان از عناصر طبيعى بسيار عميق بودند. من می خواستم يادبگيرم، و در اين رويا رفتم که ساختمانهايی از خاک و آتش بسازم."

او همچنين شروع به مطالعه اشعار جلال الدين محمد مولوی، ملقب به رومى (Rumi)، شاعر قرن سيزدهم ميلادی ايرانى که از وحدت وجود و عناصر چهارگانه پر بود، نمود. خليلى از نگرش مولوی الهام گرفت تا از مواد طبيعى برای مساکن مدرن استفاده کند. خليلى مى گويد:" وقتى که من در صحرا بودم، با پنج شخصيت ابدی آشنا شدم: خاک،آب، باد، آتش و مولوی. من زبان معنويتی را آموختم که در زندگى خودم جای گرفته است. حتى کارمن امروز در هسپريا نيز از مولوی الهام گرفته است.

خليلى مى گويد:" من بزودى پى بردم که اگر من ساختمان هايى از خاک بسازم – مانند خانه های خشتی و گلی که در دهکده ها وجوددارد - و سپس آنها را آتش بزنم، مى توانم آنها را به خانه هاى زيبا و مقاوم سفالی تبديل کنم که طول عمر بيشترى داشته باشند." او نام اين کار را " گل تافتن" يا طبق عنوان کتاب دوم خود به انگليسی " خانه های سفالين" گذاشت. ولى زمان شاه، همه چيز درروال تکنولوژى پيشرفته بود و من هيچ شانسى براى کارکردن برروى طرح خود نداشتم." جالب اينجاست که وقتى انقلاب به سيستم ادارى سابق پايان داد، او موقعيتى را که بدنبال آن بود يافت. او مى گويد:" ديگر شهردارى ويا وزارتى و کاغذبازی وجود نداشت و دست من آزاد بود."

خليلى دانشجويان و ديگر آرشيتکت هايى را به خود جلب کرد که برای يادگيرى ساختن مساکن امن با سازه هاى سفالين نزد او آمدند. خليلى مى گويد: " کوشيدم راهی به آنها نشان بدهم که چگونه می توان از تلفيق های معماری سنتی و تکنولوژی جديدبرای زندگی مدرن استفاده کرد."

ولى نهايتأ، انقلاب، نظم خود را بوجود آورد و بوروکراسى نوين مانند بوروکراسى سابق به کارشکنى تبديل شد. در سال 1981، خليلى تصميم به بازگشت به کاليفرنيا گرفت، جائيکه او قبلا آرشيتکت شناخته شده ای بود و اينک يک پست تدريس هم به او پيشنهاد شده بود.

خليلى مى گويد: " فرق بين ايالات متحده و ايران فقط در تکنولوژى پيشرفته و مديريت نيست بلکه در ذوق وشوق ها و روياها است. اين بزرگترين ثروتى است که ايالات متحده مى تواند عرضه کند. هر کسى از بچه گرفته تا بزرگسال، از روياهاى خود سخن مى گويد. " خليلى مى گويد: "در عين حال من به اينجا آمدم تا ببينم که فرهنگ سنتى ايران چگونه مى تواند بر ايالات متحده تاثير بگذارد. محبوبيت اشعار مولوی رومی يک نمونه است، معماری پايدار يک نمونه ديگر. "

او موادی را که در کارهای اخير خود استفاده می کند "سوپر خشت" می خواند. او با اين مواد سازه هايى عمدتا از کيسه شن و سيم خاردار - - مواد زمان جنگ، که به استفاده صلح آميز درمى آيد - - می سازد که نه فقط توجه آرشيتکت ها ى ايالات متحده که از آنها تقدير فراوانى دريافت کرده، بلکه سازمان ملل را بخود جلب کرده است. سازمان ملل علاقه زيادى به استفاده روش هاى ساده خليلى جهت ساختن پناهگاههاى اضطرارى براى پناهندگان يا براى کسانى که خانه خود را در اثر بلاهاى طبيعى از دست داده اند نشان داده است.
در طى اوايل دهه 1980، او شروع به همکارى با جامعه علمى، که اميد فراوانى به مساکن فضايى در خانه هاى سوپر خشت و سفالين او داشت، نمود. سخنرانى وى در آکادمى ملى علوم آمريکا (National Academy of Sciences) درباره استفاده از خاک ماه جهت ساختن سازه هاى ساده در ماه باعث هلهله و تشويق از طرف دلنشمندان شد - - واکنشى که معمولأ دراين طور کنفرانس هاى خشک علمی ديده نمى شود. از آنجائيکه هزينه فرستادن يک کيلوگرم ماده به فضا از دو کيلو طلا بيشتر است، شانس بالقوه استفاده از اين مواد در دسترس، بسيار محبوب بنظر مى رسد.

در عين حال، در شهر هسپريا، مهندس خليلى چندين ساختمان که تمامأ از مقررات زلزله سنجى و کدهاى ديگر ساختمانى کاليفرنيا، پيروى مى کند – که در ميان سخت ترين مقررات ساختمانى در جهان محسوب مى شود - برپا نموده است. او با استفاده از کيسه هاى شنى و سيم خاردار که باعث مى شود کيسه هاى شنى ليز نخورند، اکنون مشغول ساختن بناهای گوناگون از جمله يک خانه مدرن برای طبقه متوسط که با سه اتاق خواب و دو گاراژ در شهر هسپريا است. تعجبى ندارد که شهردار هسپريا مى گويد که خليلى قادر به ايجاد انقلابى در صنعت خانه سازى است.

خليلى بيش از آنکه از " معماری پايدار" سخن گويد، از الهام خود از مولوی رومى مى گويد. خليلى مى گويد در ايران هر شخص با فرهنگى، شعر حفظ مى کند و با اشعار اين شاعر آشناست. خليلى حتى دو کتاب از گزيده اشعار مولوی را به انگليسى ترجمه کرده است و از طريق کار خليلى و بسيارى ديگر، مولوی رومى يکى از پرطرفدارترين شعرا در ايالات متحده شده است.

به گفته خليلى، مولوی به " وحدت وجود" معتقد بوده و از اينکه عناصر چگونه از يکی به ديگری تبديل می شود بسيار گفته است. او مى گويد که در پيروى از نگرش وحدت، او در صدد خلق يک واژه نامه معمارى جديد از سنت هاى قديمى نيست، بلکه درطريق نائل آمدن به نگرش خود جهت عرضه پناهگاه براى نيازمندان، و طرح سازه های فضايی، سعى وى در " تبلور شعر به معماری پايدار" است.


او در موقع صحبت از سازه های خود از واژه " معماری پايدار" مکررأ استفاده مى کند بدين معنا که اين سازه ها بر مواد و روش هاى ساختمانى تکيه دارند که اثر بسيار ناچيزی را بر محيط زيست رنجور مى گذارد.

۱۵ دی ۱۳۸۶



















معماري طبيعي
هنوز معماري طبيعي ما را از يك حس بهت و شگفت زدگي لبريز مي كند. عليرغم ميزان دانش علمي كه بشر جمع آوري نموده است ، هنوز طبيعت اسرار بزرگي در بردارد كه ممكن است هرگز قادر به توضيح آن نباشيم.
اين پيچيدگي، پيوسته باعث ترس انسان مي شود. ما وقتي كه ناكام مي شويم تلاش مي كنيم،‌ كه طبيعت را با اعمال نظم كنترل كنيم. در نتيجه خودمان را از زمين عقب نگه داشته ايم حتي اگر حيات ما كاملا وابسته به آن باشد.
امروزه ما تلاش مي كنيم كه مجددا ارتباط نزديك خود به طبيعت را بدست آوريم.
يك جنبش هنري به صورت كشف تمايل نوع بشر به برقراري ارتباط مجدد با زمين از طريق محيط شناخته شده، بتدريج شكل مي گيرد كه به آن معماري طبيعي اطلاق مي شود. هدف اين جنبش، ايجاد يك ارتباط جديد و هماهنگ تر بين انسان و طبيعت از طريق كشف ذهني، آن چيزي است كه قرار است با طبيعت طراحي شود. ريشه هاي اين جنبش را مي توان در انتقال هاي هنري پيشين مانند جنبش هنر زمين اواخر دهه 1960 يافت. اگرچه اين جنبش روي اعتراض به سخت گيري گالري (تالار) و تجاري سازي هنر متمركز شده بود ولي براي توسعهْ ارتباط رسمي بين هنر و طبيعت مديريت مي شود.
اين امر به توسعه يك درك جديد از طبيعت در تمام اشكال هنر و طراحي كمك نموده است. هدف جنبش معماري طبيعي، توسعه هنر زمين از طريق عمل به عنوان شكلي از فاليت و نه اعتراض مي باشد. هدف اين شكل جديد هنر، بدست آوردن ارتباط هماهنگي است كه ما با تركيب بشر و طبيعت از طريق معماري در جستجوي آن هستيم. مفهوم اصلي اين جنبش اين است كه نوع بشر مي تواند هماهنگ با طبيعت زندگي كند و در حالي كه از آن به عنوان رفع نيازهاي خود استفاده مي كند به اهميت آن احترام بگذارد.
اين جنبش از طريق كار تعدي از هنرمندان، طراحان و معماراني كه اين اصول را در كارشان بيان مي كنند، توصيف مي شود.
اجزاء ساده و متواضعانه هستند و با استفاده از اساسي ترين مواد و مهارت ها ساخته شده اند.
به همين علت اغلب نتايج به معماري بومي شباهت دارد كه منعكس كننده تمايل به بازگشت به يك جهان با فناوري كمتر است. اين اشكال تا حدُ جوهرشان شفاف سازي مي شوند و زيبايي طبيعت وابسته به مواد و مكان را بيان مي كنند. اين جنبش، اشكال فراواني از بيان دارد كه از مداخلات وابسته به محل تا ساختارهاي شناخته شده از مواد زنده را در بر مي گيرد. در هر حال تمام آثار اين جنبش، يك ويژگي مركزي را شامل مي شوند كه احترام و درك طبيعت را اثبات مي كند. اين آثار، معماري را تفسير مي كنند و يك چهارچوب جديد را براي دسترسي به ساختمانها يا ساختارها فراهم مي كنند. هدف آنها تزريق ايده هاي جديد به معماري از طريق اين ايده است كه معماري بايد طبيعت را حفاظت كند. درعوض، ساختارها بطور عمدي در معرض مواد طبيعي كه در روند ساختمان سازي مورد استفاده هستند قرار داده مي شوند.
شاخه ها، تخته سنگ ها و تمام مواد را براي آن چيزي كه براي آن هستند مي بينم . ما مي فهميم كه اين ساختارها براي هميشه وجود ندارند. مواد در طي زمان تكامل پيدا خواهند كرد و به كندي تجزيه مي شوند تا زماني كه ديگر هيچ مدركي باقي نمي ماند. اين مدل ها عمدي هستند و بينندگان را به سئوال دربارة رسوم معماري وا مي دارند.
طراحان پيشنهاد نمي كنند كه معماري بايد با ديدگاه آنها مطابقت داشته باشد، بلكه فقط ايده هايي ارائه مي دهند كه اميدوارند باعث شوند كه ما مجدداً دربارة ارتباط بين طبيعت و محيط ساختماني فكر كنيم. ترجمه شده از کتاب معماری طبیعی ازالکساندرو روکاکه درنوامبر2007 به چاپ رسیده

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

ماآمدیم امیدواریم بیهوده نباشیم