


دوستان عزیزم یک نگاهی به این سایت بندازید یکسری ازآثار آرتیست های معاصر در آن وجود داره
من برای رسیدن به ظرفیت های درونی خود مسابقه می دهم تا سعی در جلوزدن از کسان دیگر < نادر خلیلی> معماری ,عکاسی ,نقاشی و..........
عاشق مرگجو
رضا لواساني غزلي از ديوان كبير را دستمايه كارش قرار داده . شايد بهتر باشد به جاي هر توضيحي، غزل را بخوانيم؛ «چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون/دلم را دوزخی سازد دو چشمام را کند جیحون/چه دانستم که سیلابیمرا ناگاه برباید/چو کشتیام دراندازد میان قلزم پرخون/زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد/که هر تخته فرو ریزد ز گردشهای گوناگون/نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را/چنان دریای بیپایان شود بیآب چون هامون/شکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را/کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون/چو این تبدیلها آمد نه هامون ماند و نه دریا/چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بیچون/چه دانمهای بسیار است لیکن من نمیدانم/که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون». اين اثر برنده جايزه اول بخش تصويرگري غزليات شمس شد.
پيرچنگي
مرگ شادانه



عکس :از دوست عزیزم محمد شکوهی












