۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷

پنج نکته برای گرفتن یک عکس خوب

عکاسی- نانسی هیل:بسیاری از علاقمندان تازه‌کار عکاسی دوست دارند عکس‌هایی بگیرند که تحسین دیگران را برانگیزد.
حال آنکه در اکثر مواقع موفق نمی‌شوند. چرا که آنها نمی‌دانند رعایت چه نکاتی ممکن است یک عکس را جذاب و دیدنی کند.
دراینجا به پنج نکته اشاره می کنیم:
۱. یک عکس خوب باید درست کادربندی شده باشد
کتاب‌های بسیار زیادی درباره کادربندی نوشته شده‌است. بهتر است کمی وقت صرف کرده و این کتاب‌ها را مطالعه کنید. در عین حال این چند نکته را به خاطر بسپارید:
به سوژه نزدیک‌تر شوید. اگر شبنم‌های نشسته بر گلبرگ گلی، چشم شما را خیره کرد، تا جای ممکن به گل و گلبرگ‌هایش نزدیک شوید. تصویر گلدان و باقی جزییات گل در این عکس ممکن است نگاه بیننده را گمراه کند.
از طرف دیگر اگر می‌خواهید شادی فرزندتان به خاطر برنده شدن در مسابقه فوتبال مدرسه‌اش را به تصویر بکشید، بهتر است کمی از فضای زمین فوتبال را نیز در پس زمینه کادربندی کنید.
چراکه این عکس قرار نیست تنها شادی یک کودک را نشان دهد. این عکس باید شادی یک کودک پس از برنده شدن در مسابقه فوتبال را نشان دهد.
به سوژه نزدیک‌تر شوید
سوژه را در یک قاب فرضی کادربندی کنید. اگر از یک منظره عکس می‌گیرید، سعی کنید چند شاخه از درخت را در پیش زمینه عکس قرار دهید و البته نیازی نیست که شاخه‌ها واضح (فکوس) باشند.
شما می توانید از این قاب های فرضی برای عکس گرفتن از مردم نیز بهره ببرید. خلاق باشید چرا که این قاب ها به تصویر عمق می بخشند و نظر بیننده را به سوژه ی مورد نظرجلب می کنند.

سوژه را قاب کنید

از قانون "یک سوم" بهره ببرید. کادر فرضی را به سه قسمت عمودی و افقی تقسیم کنید. چهار نقطه نقاطع این خطوط بهترین محل برای قراردادن سوژه است. سعی کنید با تمرین این نکته را در عکس‌هایتان رعایت کنید.
گاهی سوژه را در وسط قرار دهید و با مقایسه عکس‌ها متوجه اهمیت قانون "یک سوم" در کادربندی شوید.

سوژه را در یک سوم کادر قراردهید

در عکاسی از چشم‌اندازها و مناظر به دنبال خطوط S مانند امتداد یک رودخانه و یا جاده باشید. این خطوط منحنی چشم را روی تصویر بازی می‌دهد. پس به جای ایستادن روی به روی یک رودخانه، کمی تغییر مکان بدهید تا مسیر رودخانه خطی منحنی ایجاد کند.
این تکنیک را برای به تصویر کشیدن تمام سوژه‌ها حتی یک شاخه گل و یا گیاهان نیز می‌توانید اجرا کنید.
خطوط منحنی چشم را بر روی تصویر بازی می‌دهد

۲. عکس خوب باید نوردهی مناسبی داشته باشد
نوردهی بد عکس را ضعیف می‌کند. حتی امکانات کامپیوتری نیز نمی‌توان نوردهی یک عکس را به خوبی زمان عکس‌برداری ارتقا دهد. برای یادگیری کار با دوربین زمان بگذارید چراکه نتیجه آشنایی شما با فن عکاسی ارزش این تلاش و صرف وقت را دارد.

یک سوژه با نوردهی‌های متفاوت

۳. عکس خوب احساس را بر می انگیزد
از لبخند به یک عکس طنزآمیز گرفته تا هراس و وحشت از دیدن یک تصویر از جنگ، همه نشان‌دهنده قدرت یک عکس در برانگیختن احساس در بیننده است.
در نتیجه پیش از عکس گرفتن‌های پیاپی با خود بیاندیشید که هدف از ثبت این تصویر چیست؟ این عکس قرار است چه احساسی را در بیننده ایجاد کند؟

پیش از فشاردادن شاتر دوربین به هدف عکس بیاندیشید

۴. عکس خوب راوی یک داستان است
شاید ابتدا به نظر غیرممکن برسد اما همیشه یک عکس خوب روایت‌کننده یک داستان است.
عکس خوب از چهره یک انسان، شخصیت وی را آشکار می‌کند. برای مثال عکس‌های دسته جمعی مدارس تنها نشان دهنده شکل و شمایل دانش‌آموزان است و اکثراً تشخیص چهره فرزندمان هم سخت به نظر می‌رسد چرا که همه در یک وضعیت به ثبت رسیده‌اند.
در عکاسی از طبیعت نیز یک تصویر خوب شخصیت محیط طبیعی و هر آنچه به آن مربوط می‌شود را به تصویر می‌کشد؛ نابودی طبیعت به دست انسان، حیات وحش و محیط زیست محاط شده در اطراف یک رودخانه در فصول مختلف و ... شما باید به داستانی که قرار است به وسیله عکس روایت شود آگاه و مسلط باشید.

عکس خوب راوی یک داستان است

۵. عکس خوب "زندگی" را به تصویر می کشد
عکس‌هایی که در خاطره‌ها ثبت می‌شوند اکثراً چیزی فراتر از نمایش ساده از یک سوژه هستند. آنها داستانی ورای خود سوژه بیان می‌کنند.
عکس خوب "زندگی" را به تصویر می‌کشد. ببیننده را برای لحظه‌ای متوقف می‌کند و به فکر فرو می‌برد. سعی کنید از طریق عکس‌هایتان با مخاطب ارتباط برقرار کنید و دانش و درک خود از زندگی را با او در میان بگذارید.
لحظات خداحافظی یک پدر محکوم به مرگ

مترجم: نفیسه مطلق منبع: www.photography.com


۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷


ساخت بناهایی با سقف منعطف از اعصار پیشین رواج داشت. بناهای تاریخی بسیاری با سقف بازشو وجود دارد. از ولاهای رومی تا چادر عشایر.
ولاهای نوع اولیه تاتر رومی مرکب از تیرهای چوبی و ترکه های عمودی است که با طناب به هم متصل شدند. طناب های می‌توانستند به طور موازی مابین تیرها حرکت کنند. با کشیدن طناب‌ها می‌توانستند زاویه قرارگیری سقف را با توجه به نور خورشید تغییر دهند.
سازه اصلی چادرهای مخروطی شکل از تیرهای چوب است. محل قرارگیری راه خروج دود در راس چادر مطابق جهت باد تغییر می‌کند. همچنین پوسته‌های یکسان با ارتفاع متفاوت قابل برپایی بودند. (Walter, 2006)
قدیمی‌ترین تصویر باقی‌مانده از سقف چتری شکل متعلق به 13 قرن قبل از میلاد تصویر پادشاه آشور، آشوربانیپال را با چتر خورشیدی، نشانگر قدرت و سلامت جاویدان، نشان می‌دهد. این ساختمان پس از گذشت سال‌ها همچنان به شکل اولیه خود باقی مانده است. پرده با نیروی کششی و تیر مرکزی که نیروی فشاری هر واحد را تحمل می‌کند.
در قرن پانزدهم میلادی لئوناردو داوینچی بر اساس مطالعات فراوان سازه‌ای، یک مکانیزم مسطح ساده قابل گسترش را طراحی و در جلد اول کتاب خود معرفی کرد. (چیلتون, 1386)
در باغسازی دوران قاجار ایران سازه‌های سبک در باغ‌ها برای برافراشتن چادر میان چمن رواج داشت. (ایرانی بهبهانی, 1382) در زیر این چادرها در تابستان فضایی مفرح برای گذران اوقات فراغت و برپایی میهمانی‌ها و مراسم جشن و عزا به وجود می‌آمد.
چادر ایلات و عشایر در ایران نمونه بارز انعطاف‌پذیری مطابق با شرایط اقلیمی منطقه می‌باشد. برپایی چادرها در فضاهای تفرجگاهی برای استفاده محدود هنوز استفاده زیادی دارد. در این حالت اعضا بیشتر از آنکه به عنوان حصار عمل کند به عنوان یک فیلتر عمل می‌کند. (Chilton, 2003)
سازه‌های قابل گسترش در ابتدا برای حفظ حالت باز و بسته شونده خود در اندازه‌های کوچه ساخته می‌شدند. (Melin, 2004) در پی تصمیم دولت ایالات متحده‌آمریکا در سال‌های 1980 برای تاسیس یک پایگاه فضایی، ناسا هزینه تحقیق در خصوص سازه‌های باز و بسته شونده را فراهم کرد. هدف از این تحقیق ساخت سیستم‌های مهندسی بازو بسته شونده‌ای بود که بتواند جهت حمل به فضا در فضاپیما جای گیرد. این سازه‌های می‌بایست پس از حمل به فضا گسترش یافته و به اصطلاح منبسط یا منفجر شوند.(مشایخ فریدنی, 1377) به این طریق حجم‌های مثل آنتن‌ها و خودروی فضایی بسته بندی شده ساخته شد تا زمانیکه به مدار یا سطح سیاره رسیدند باز شوند. حجم بسته‌بندی کم، سرهم بندی سریع و گسترش و بسته شدن آسان از معیارهای طراحی این سازه‌ها بود. (Melin, 2004) اگر چه طرح مذکور در سطح کلان اجرا نشد، ولی هنوز هم سازه‌های کوچک یا اشیاء باز و بسته شونده‌ای مانند گیره خورشیدی و آنتن‌ها،‌ کماکان مورد استفاده است.
دانشگاه کمبریج از جمله مراجعی است که در زمینه سازه‌های قابل گسترش تحقیق کرده است. سرجیو پلگرینو از این دانشگاه حلقه‌ای را ساخت که قابل گسترش است. حلقه از میله و کابل تشکیل شده و تعداد میله‌ها در هر اتصال 4 عدد است که در وسط طول دو به دو به شکل قیچی به یکدیگر اولا شده‌اند. اتصالات را تعدادی کابل‌های فعال و غیر فعال به یکدیگر متصل می‌کنند. به این ترتیب که با حرکت و گسترش سازه، کابل‌های فعال توسط قرقره‌هاجمع شده و رفته رفته کابل‌های غیر فعال وارد عمل می‌شوند تا در نهایت در کشش کامل قرار گرفته و سازه شکل نهایی خود را ثابت کند.
سازمان فضایی و هوانوردی ژاپن نیز تحقیقات جامعی در خصوص سازه‌های قابل گسترش انجام داده است. کوریر میورا با همکارانش توانسته‌اند اصول پیچیده ریاضی را با هنر اوری‌گامی ترکیب نموده و به سطوح قابل گسترش دست یابند. در واقع مجموعه تاشده کاملا مسطح را تنها با قطعات مسطح می‌توان به دست آورد به نحویکه وقتی این قطعات به روی هم قرار می‌گیرند، مجموعه بدون انحنا باقی بماند. (مشایخ فریدنی, 1377)
در دو دهه اخیر هزینه برپایی مسابقات ورزشی و کنسرت ها به نحو چشمگیری افزایش یافته و هزینه‌های لغو هر کدام از آنها بیش از پیش سنگین‌تر گردیده است. در فاصله زمانی بین سال‌های 1998 تا 2002 نه مرتبه مسابقات تنیس ویمبلدون در شرایط آب و هوای بارانی برگزار گردید. به دلیل نیاز چمن زمین به نور خورشید و لزوم سرباز بودن زمین، یافتن راهی برای سرپوشیده نمودن مرکز زمین در زمان‌های مقتضی ضرورت یافت. برای غلبه بر چنین مشکلاتی ساخت استادیوم‌ها و استخرها با سقف متحرک رواج یافت. ایده ساخت سقف متحرک از سوی پینه‌رو مطرح شد. او سازه قابل بسطی را به کمک مکانیزم قیچی طراحی کرده بود. (Buhl et al., 2004) به دلیل عمر کوتاه پینه‌رو تمام تحقیقات او در این خصوص تنها 9 سال به طول انجامید. اما تاثیرات شگرفی بر آیندگان داشت. او درکل بر روی دو نوع سازه مختلف کار کرد.
1- سازه مشبک مجزا
2- سازه قابل گسترش
اکثر سازه‌هایی که پینه‌رو به آن توجه داشت، اغلب در حوزه تمرین و قدم‌های نخستین یک حرکت بودند. مانند:
- تئاتر متحرک برای فستیوال‌ها
- سالن سینما پروجکشن
- سقف موزه پالئوکریستین در تاراگونا
- گنبد موزه دالی
سامانه سازه قابل گسترش او به لحاظ آسانی و سرعت عمل در باز و بسته شدن، ایده‌هایی را که تا آن زمان در این خصوص وجود داشت، متحول نمود. او از ترکیب ورقه‌ای نازک حجم‌های مسطح و محدب پدید آورد.(Belda, 2003)
در سال 1964 معمار آلمانی " فرای اتو" موسسه‌ای برای تحقیق در خصوص سقف های متحرک را بنیان نهاد. فرای اتو و همکارانش سیستم طبقه بندی آنرا توسعه دادند. آنها بین سقف‌های صلب و سقف‌های پوسته‌ای تمایز قایل شدند. همچنین در این راستا فرم‌های ممکن سقف‌های متحرک را در ماتریس زیر طبقه‌بندی کردند.
در دو دهه اخیر توان بشر برای ساخت سقف‌های متحرک افزایش بی‌نظیری یافته است. اساس این تحول انعطاف‌پذیری و بهینه شدن اقتصادی اجرای آنها نسبت به سایر سقف‌های ثابت و سنتی است که معیار ارزیابی مزیت این گونه سازه‌ها نیز گردید. (Jensen, 2005) از لحاظ تطابق سقف‌های منعطف با اقلیم منطقه در تمام روزهای سال مزیت چشمگیری بر سایر روش‌ها دارد. (Mollaert, 2003)
یکی از کاربردهای شبکه‌های فضایی قابل گسترش و تاشونده، ایجاد سازه‌های بزرگ برای حفاظت از تجهیزاتی مانند صفحات فتوولتائیک است. این شبکه فضایی می‌تواند به صورت فشرده ساخته شده و به فضای مورد نظر منتقل گردد.(چیلتون, 1386)

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷








گفت‌وگو با ايران درودي، هنرمند نقاش

نقاشی- آرش نصيري :موزه هنرهای معاصر تهران، اكنون ميزبان نمایشگاه مروری بر آثار بانوی بزرگ و پیشکسوت هنرمعاصر «ایران درّودی» است.
اين نمايشگاه قرار است تا اواسط خرداد ماه داير باشد. آخرین نمایشگاه انفرادی او 6 سال پیش در خانه هنرمندان برگزار شده بود و به همين دليل او، با توان و علاقه بسيار اين نمايشگاه را آماده‌سازي كرد.
مي‌گويد از سال‌ها قبل به بهانه‌هاي مختلف آثارم را منتقل كرده‌ام به وطنم تا اينجا بمانند. بسياري از آثارش هم در دست مردم است و مي‌خواهد فراخوان بدهد كه صاحبان آن آثار، آنها را قرض بدهند تا در نمايشگاهي به‌نمايش درآيند.
لابد خوشحال هم خواهد شد كه آنها را دوباره ببيند هرچند آثاري كه از دل برآمده باشند بر لوح دل نقش مي‌بندند و ديگر نيازي به ديدن با چشم سر نيست.
خانم درودي با برپایی بیش از 54 نمایشگاه انفرادی در خارج از كشور و ایران، در محافل هنری دنیا چهره ای شناخته شده است. گذشته از نقاشی از او کتاب «در فاصله دو نقطه... !» را که زندگی نامه اوست خوانده‌ایم كه يكي از زيباترين و شيواترين اتوبيوگرافي‌ها‌يي است. کتاب نفیس نقاشی‌های او به نام «چشم شنوا» هم چند سال قبل منتشر شد.
ايران درودي در نمایشگاه دوسالانه تهران عضو هیئت داوران این نمایشگاه بود. ما برای اين نمايشگاه به سراغش رفتیم و با او به گفت‌وگو نشستیم. نمايشگاهي ازيك عمر خلاقيت و فعاليت يك هنرمند بزرگ صاحب سبك.
بگذارید مصاحبه را با صحبت درمورد آثارتان آغاز کنیم؛ اگر نگاه عميق‌تري به سير آثارتان داشته باشيم به‌نظر می رسد اين آثار ارتباط و تاثير پذيري ويژه‌اي از مسائل اجتماعي و جامعه شناسی هر دوره دارد .
بله، همين طور است. براي مثال اثر «چهار سوار مرگ» يا (آپوكاليپس) كه در آن حتي آسمان هم يخ بسته نمايشگر شبي است كه ايران 9 بار موشك باران شد.چند روز قبلش «خورشيد شب» و «پايداري» تحت‌تأثير فاجعة اصابت موشك به «مسجد جامع» اصفهان خلق شد. تاريخ روز تابلوها هم به همان وقايع بازمي‌گردد.
كم كم اين يخ‌ها همراه با بلور براي من اين اميد را به وجود آوردند كه همه چيز در يخ حفظ مي‌شود.
حوادث تلخ را به دست يخ سپردم تا مسجد جامع را با وجود فاجعه‌اي كه برايش پيش آمده حفظ كنم و درون يخ‌ها از گزند حوادث محفوظ بماند.شايد اينها، ناخودآگاه نشانه‌هايي از چگونگي نگاه من به زندگي است كه در عین حال نوعي اميد هم در آن وجود دارد.
در نقاشی به دنبال چه ارزش هایی هستيد ؟
در مرحلة اول نگاه من به انسان و ارزش‌هاي اوست و رسيدن به نور. اين همان مفهوم فرهنگ عرفاني است كه در تاريخ و فرهنگ ما حضور چند هزار ساله دارد. در نگاهم به هستي و معنا دادن به آن تحت‌تأثير ديدگاه‌هايي مثل ديدگاه شعرای بزرگمان حافظ و مولانا هستم. براي بهتر نشان دادن اين حس، عناصر نور و بلور را به كمك مي‌گيريم.
همان طور كه نوشته‌ام «به‌دنبال بلوري هستم كه در تراش‌هاي شفاف آن تابش نوري را كه سهم هستي كوچك من است با تلألو رنگ‌ها تكثير كنم. شايد لحظه‌اي آن بلور چند تراش را بشكنم و تكه پاره‌هايي از آن را براي كساني كه عشق را نمي‌شناسند هديه ببرم.اگر روزي نور را در رنگ سفيد به اسارت قلم مو درآورم و آن را در نقاشي‌هايم رها كنم آسماني را نقاشي خواهم كرد كه ديگر آسمان نيست، اما پرواز است».
خلاقیت را چه می‌دانید؟
خلاقيت برايم همان وصل شدن به نيروي آفرينش مطلق است؛ به جهاني كه فراسوي اين جهان هستي وجود دارد؛ چيزي مقدس و در عين حال متعالي. خلاصه بگويم خلاقيت يعني دسترسي به ذهن هستي. جزئي، از كل موعود.
آیا نگران قضاوت و نظر دیگران نسبت به آثارتان هستید ؟
به كاري كه مي‌كنم ايمان دارم و نگران قضاوت‌ها و نظرات ديگران نيستم. از كسي يا مقامي هم، نه انتظار پاداش دارم، نه نظري مي‌خواهم. به‌عنوان زن نقاش، از حسادت و نيش زبان‌ها هم واهمه‌اي ندارم. هميشه زندگي دردناك رامبراند كه حسادت همكاران و رقبا باعث شد در فقر بميرد مد نظرم هست. در اين مرحله از زندگي به هيچ‌چيز، جز نقاشي فكر نمي‌كنم... نقاشي فضاي زندگي مرا پر كرده و من از عشقي كه به آن دارم اشباع هستم.
تمام فرصتي كه برايم باقي مانده را صرف نقاشي مي‌كنم. در واقع كارهاي جنبي و اضافي را حذف كرده و سعي دارم آنچه را مي‌بايد به‌عنوان يك نقاش بگويم در نقاشي‌هايم بگنجانم. همه چيز برايم تازگي دارد و هر لحظه آن كشف تازه‌اي است. ولی ناگفته نگذارم که این چند ماه اخیر چقدر اذیت شده‌ام. هر وقت وارد یک کار گروهی می‌شوم احساس این را دارم که دیگران فکر می‌کنند من آمده‌ام جای کسی را بگیرم غافل از اینکه در دنیای به این بزرگی جا برای همه هست.
کیفیت تصویری شهرها هم در آثارتان حضور ويژه‌اي دارند؛ اگر امكان دارد در اين مورد توضیح دهید.
اين شهرها شهرهاي آرزوهاي من است كه ديوارهاي آن از بلور ساخته شده. اين اساس فكري من و چيزي است كه به عرفان ما تكيه دارد، چون انسان هر چيزي را كه دوست دارد از آن خودش مي‌داند و من چون عرفان و فرهنگ ايران را بسيار دوست داشتم به آن پرداختم، اما به هيچ وجه دنبال عينيت بخشيدن به اشعار نيستم. سعي دارم خودم را از درون بسازم تا نزديك به آن چيزي كه مي‌خواهم باشم و شهر به‌خصوصي مدنظرم نيست، ولي اكثراً اشعه نورطنابي است كه مي‌خواهد شهر را بكند و به آسمان ببرد و حتي من صداي نور را مي‌شنوم.
سال‌ها زندگی در خارج از ایران چه تأثیری بر شما داشته است ؟
سال‌ها زندگي در خارج از ايران هرگز هويت فرهنگي مرا از من نگرفته است، بلكه برعكس، در برخورد با فرهنگ‌هاي متفاوت به ريشه‌هاي فرهنگي ايراني‌ام و تفاوت بنياني آن با ديگر فرهنگ‌ها پي برده‌ام. در زمينة نقاشي به خاطر عدم‌وجه مقايسه، برخوردم متفاوت شده است. فرهنگ ايراني موازي با فرهنگ فرانسه باعث بروز سبكي در نقاشي من شده كه شايد بتوان آن را به نوعی در رديف مكتب سورئاليسم قرار داد. گرچه سعي كرده‌ام از چارچوب تعاريف و مكاتب فراتر روم و سبک خاص خودم را که نه اکسپرسیونیسم است نه سوررئالیسم، به وجود بیاورم.
جهان هستي را بلورگونه و شفاف مي‌بينم و از نظم كهكشاني فرمان مي‌برم. اكنون بايد ديد، ذهن من چقدر فراتر از واقعيت ملموس رفته و تا به كجاي غيرقابل دسترسي‌ها راه يافته است و آیا این نحوه نگرش تا چقدر از فرهنگ غرب تاثیر گرفته؟
این خیلی عجیب است که سال‌ها زندگی در فرانسه تأثیری در شخصیت و هویت آثارشما نداشته است؛ چگونه این هویت را حفظ کرده‌اید ؟
تأثيرپذيري من از فرهنگ فرانسه اجتناب ناپذير بوده و هست. بايد اعتراف كنم گرچه من نقاشي را در فرانسه ياد گرفته‌ام، ولي ريشه‌هايم در فرهنگ ايران نضج گرفته و از فرهنگ سرزمينم سيراب شده‌ام و در نقاشي سعي‌ام بر اين است كه هويت ملي و فرهنگي‌ام را بازگو كنم. دوران كودكي و حادثة جنگ جهاني دوم و زندگي در شهر مشهد تا 9 سالگي در نقاشي‌ام تأثير بسيار از خود به جاي گذاشته است و امروز در نقاشي‌هايم حضور پيدا مي‌كنند.
ذهن من تحت‌تأثير دهكده‌اي نزديك مشهد به نام شانديز كه در دورة جنگ جهاني در آن مخفي بوديم، شكل گرفته است. آنجا بود كه از نزديك با طبيعت آشنا شدم، رنگ‌ها را كشف كردم، خاك را شناختم، حس‌هايم را تجربه كردم. اين خاطره‌ها را به تفصيل در كتاب «در فاصلة دو نقطه...!» نوشته‌ام. براي يك كودك، خيلي مهم است كه بداند خانواده‌اش به چه ارزش‌هايي اهميت مي‌دهند.
شايد يكي از دلايل عشق بي‌پايان من به سرزمينم نحوة نگرش پدرم به مليتش باشد. فراموش نكنيم كه پدرم علاقه خاصی به نقاشی داشت و نقاشی جمع می کرد. باید نظر روان‌شناسان راکه معتقدند ذهن انسان در کودکی شکل می گیرد پذیرفت.
اساس ذهنی و شخصیت انسانی را که امروز می بینید در کودکی شکل گرفته و بعد به مرور از فرهنگ‌های اروپایی ازجمله فرانسه تاثیر پذیرفته است. من در عمق وجودم کودکی باقی ماندم که پدرش به حفظ هویت ایرانی اش اهمیت می داد و در تربیت فرزندانش به رعایت اصول و اخلاق و به‌خصوص سنت‌ها تاکید داشت.
می دانید بارها برایم پیش آمده که با خود بگویم ای‌کاش همه چیز به عقب بر می گشت و من از پدرم نظرش را درباره نقاشی های اخیرم و زنی که هستم سؤال می‌کردم. او در قضاوتش درباره نقاشی بسیار سختگیر بود و درباره ارزش‌ها سخت‌گیرتر.
آیا شهرهایی که در آثار شما به تصویر کشیده شده اند، شهرهای خاصی مثل شهرهای ایران هستند؟
من شهر خاصی را نقاشي نمي‌كنم. سعي دارم حس دهکده‌ها یا شهرهاي غوطه ور در نور ایران را با ديوارهاي شيشه‌اي انتقال دهم. در اين تصاوير، مناظر شهرِ به‌خصوصي مد نظرم نيست. اين تصاوير همراه با فضاهايشان در ذهن من وجود دارند. گرچه شهر مشهد زادگاهم با مناره‌هایش تصویر پررنگ تری دارد. بين واقعيت‌هاي ملموس و آرزوهايم زندگي مي‌كنم و می خواهم از وراي ديوارهاي شيشه‌اي به ذرة نور برسم، آن را بشكافم و با فضا يكدست كنم.
نور در اغلب آثار شما نقش و حضور ويژه دارد. چه توضیحی در این خصوص در زمینه هنر نقاشی دارید ؟
می دانید که بدون تابش نور رنگ وجود ندارد. اما استفاده از نور به‌عنوان تكنيك هنري وادارم مي‌كند كه بگويم تعريف من و شما از اين مقوله يكي نيست. اگر بتوان نور را چون يك ابزار به كار برد اثري مي‌شود که نقاشي است. اينكه در تاريكي ذهنم به ذره يا جرقة نوري رسيده‌ام بسيار اميدوارم مي‌كند، چه برسد به اينكه به تكنيكي برسم كه پُر از نور باشد... به هر حال، غيرممكن نيست كه روزي من و نقاشي‌هايم از نور انباشته شویم... .
نقش بلور در آثارتان از کجاست ؟
براي من، شفافيت پيش از آنكه مسئله‌اي عيني و بافت بلورگونة آن باشد، يك مسئلة پاكي و پاكيزگي است. در شفافيت بلورهاست كه پاكي تكثير و سياهي‌ها زدوده می‌شود. تلالو و شفافیت بلور حتی جواهرات و مروارید و قطره‌هایی که در بعضی از نقاشی‌هایم می‌بینید، به‌کار گرفتن این خاصیت است.
هر انساني، افسانة شخصي خودش را دارد تا به آن تحقق بخشد و اين دليل وجودي او در اين جهان است. افسانة شخصي، در شيفتگي او به آنچه مي‌كند متجلي مي‌شود. فكر مي‌كنيد اگر «ايران درّودي نقاش» با تجلي اين افسانه نبود، خلأيي در دنيا احساس مي‌شد؟
نه، هيچ اتفاقي نمي‌افتاد و کمبود در جهان هستی پیش نمی آید. من پيش خودم ايران درّودي نيستم. همان «ايران جان» مادرم هستم. زندگي و نقاشی را با عطش سيراب نشدني دوست دارم.
با اينكه دردهاي بسياري را در اين زندگی متحمل شدم، با این‌همه فكر مي‌كنم نقاشی مهم‌ترين موهبتي است كه خداوند به من عطا کرده است و من با آن، توانسته‌ام افسانه شخصی ام را بسازم. افسانه شخصیتم را ساخته‌ام . بايد آموخت كه لحظه‌ها را چگونه به كاربرد. فقط مي‌دانم كه فرهنگ مملكت و تاريخ ما را هنرمندان نوشته‌اند .
چقدر به ماندگاری اعتقاد دارید؟
در مورد خودم اصلاً فكر نمي‌كنم. ولي دوست دارم بزرگان فرهنگ و هنر جاودان بمانند همانطور که تا حالا تاریخ کشورمان را هنرمندان نوشته‌اند. تاریخ را هنرمندان به وجود می آورند نه مردان سیاسی!
دنیا را چگونه می‌بینید؟
جهان در نگاه عاشقانه‌اي كه به آن دارم بسيار زيبا و شكوهمند است. سعي دارم با دو چشمم هرچه بيشتر زيبايي‌هاي آفرينش را ببلعم و با تمام حواسم آن را حس كنم. برایم جهان به ابعاد آرزوهايم لايتناهي، به رنگِ عشق‌هايم ملوّن و پرتلألو، و به اندازة صداقت هايم شفاف و بلورگونه است. گرچه این خون و خون‌ریزی بیرحمانه زمان ما شدیداً متاثرم می‌کند، تصورم بر این است که بشریت در جهت نابودی و اضمحلال خودش پیش می رود.
آيا تمام آثارتان در ایران است ؟
خير. تعدادي در فرانسه دارم و تعدادي نيز در گالري‌هاي مختلف دنيا؛ ولي اكثر كارهايم را چند سال پيش با خودم به ايران آوردم تا پس از مرگم در ايران باقي بمانند. مطمئن هستم روزي در هنر معاصر ايران ارزش‌ها جاي خودشان را به دست خواهند آورد.
چگونه توانستید وارد فضای نقاشی معاصر جهان شوید ؟
چيني‌ها معتقدند كه يكي از سجاياي انسان صداقت اوست. با اعتقاد به اين اصل، سعي دارم با صداقت در مقابل انسان‌ها و حوادث زندگي قرار بگيرم و با اعتراف به ندانسته‌هايم راه را براي فراگيري باز كنم. شايد به اين خاطر است كه با جرأت و اعتماد به نفس بيشتري پيش رفته‌ام و به جاهايي كه مي‌خواستم تا حدودي راه يافته‌ام. برپایی نمایشگاه‌های زیادی در کشورهای مختلف از ژاپن گرفته تا مکزیک، از آمریکا گرفته تا اروپا، باعث راه یافتن و آشنایی من با محافل هنری دنیا شد. ولی امروز رغبتی به برپایی نمایشگاه حتی در شهر پاریس ندارم. هر کاری زمانی دارد .حالا باید از زحمات گذشته‌ام بهره بگیرم. البته اگر بگذارند.
كمبودها و مشكلات زیادی در فضای هنری و به‌خصوص نقاشی وجود دارد.در این فضا چطور مي‌توان به پيشرفت هنر نقاشی در ایران كمك كرد ؟
اولين راه، شناساندن فرهنگ اين هنر به مردم و عادت دادن چشم آنها به ديدن نقاشي‌هاي خوب است. خوشبختانه در سال‌هاي اخير، با چاپ آثار بسياري در زمينة تاريخ نقاشي، نقد هنري، زندگي نامة نقاشان و... تا حدودي دانش عمومي در اين زمينه ارتقا يافته است. البته كماكان در مرحله ابتدايي كار قرار داريم و بايد بيش از پيش به اين هنر پرداخت و آن را براي مردم ملموس‌تر كرد. این روزها که کار جوانان را در بی ینال تهران دیدم خیلی از اینکه ما هنرجویان مستعد زیاد داریم خوشحال شدم. به‌نظر من اصل تدریس درست مهم‌ترین عامل پرورش این استعدادهاست.
گرچه فناوري جديد مي‌تواند در اين زمينه كمك بسيار مؤثري باشد و بسياري از كمبودهاي آموزشي را جبران كند، با استفاده از كامپيوتر مي‌توان به ديدن موزه‌ها و آثار هنرمندان بزرگ رفت و چشم را به ديدن آثار آنان عادت داد.ديگر اينكه هنرمندان ما بايد با روند تكاملي اين هنر آشنا شوند و از شكست‌هايي كه الزاماً پيش مي‌آيد نهراسند. حقيقت اين است كه ما كار را از آخر شروع كرده‌ايم؛ پس بايد جرأت شنيدن قضاوت‌هاي تلخ هنرمندان ساير كشورها را داشته باشيم.